نویسنده : آر.ال.استاین ترجمه : غلامحسین اعرابی به مگی اوکانر تولد مبارک بگویید. او همان دختر خجالتی و زیبایی است که در بیرون چادر پیشگو ایستاده. مگی و دوستانش برای تفریح به کارناوال آمدند ولی شادی مگی چندان دوامی نخواهد داشت. زنی که دست او را دید مگی را وارد وحشتی نفسگیر کرد. چون مگی واقعا وارد چادر یک پیشگو نشده است ، او در را به روی تالار وحشت گشوده...
0 نظر