نویسنده : هربرت هارت ترجمه : محمد راسخ به جرئت می توان گفت کتاب مفهوم قانون مهمترین اثر، در زمینهٔ فلسفهٔ حقوق به زبان انگلیسى، در سدهٔ بیستم بوده است. این کتاب، چند سال پس از انتشار، فهم فلسفهٔ حقوق و شیوهٔ تدریس آن را در دنیاى انگلیسى و غیرانگلیسى زبان دگرگون ساخت. این تأثیر شگرف موجب شد که دربارهٔ کتاب و آموزه هایش مطالب بسیارى، نه تنها در زمینهٔ نظریه حقوقى بلکه همچنین در حوزه فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسى، منتشر شوند. در نیم سدهٔ گذشته، نظریهٔ حقوقى پروفسور هارت به کانون توجه در فلسفهٔ حقوق تبدیل شده است. پس از انتشار این اثر، نظریات جدىاى که در مراکز مهم آموزشى و پژوهشى حقوق، در سطح جهان، مطرح شدهاند، صرفاً گامى در جهت بهبود یا نقد نظریه اثباتگرایى هارت بوده اند. در این کتاب، پس از نقد نظریه فرمان، قانون بهمثابه اتحاد قواعد اولى و ثانوى معرفى مىشود. اما این قواعد بافتى باز دارند و، از این رو، «تقنین قضایى» بهاى تنظیم قاعده مند حیات اجتماعى توصیف می شود. برداشت قاعده مند از قانون در مقابل دو گرایش افراطىِ نظرى، یعنى شکل گرایى و قاعده شکاکى، قرار دارد که باید شرح داده و نقد شوند. پروفسور هارت، پس از این شرح و نقد، به بحث از نسبت میان قانون، از یک سو، و اخلاق و عدالت، از سوى دیگر می پردازد و، باریک بینانه، نکته هایى ژرف در این خصوص پیش می نهد. نشان دادن خلط میان دو نوع قانون طبیعى، و نیز ترسیم محتواى حداقلى حقوق طبیعى، که در حقیقت محدودیت هاى طبیعى همه نظام هاى هنجارىاند، نمایانگر موضع نظرى او در برابر حقوق طبیعى هستند. هارت در فصل آخر کتاب، از حقوق بین الملل به مثابه مصداقى خاص از نظام حقوقى دفاع می کند.
0 نظر