میشل فوکو در کتاب اراده به دانستن به بررسی تاریخی سامانه سکسوالیته پرداخته و سیر سانسور یا سرکوب آن را تا به امروز مورد تحلیل قرار داده است، نثر ویژه او و ترجمه خوب افشین جهاندیده و نیکو سرخوش در این کتاب فضایی غریب می سازد که خاص آثار فوکو است. او در ابتدای کتاب از تسلیم بی قید و شرط انسان امروز به نظام «ویکتوریایی» سخن به میان می آورد و تن دادن انسان امروز را به همراه زاهدنمایی شاهانه چونان نمادی می پروراند که به قول او بر تارک سکسوالیته تودار، صامت و ریاکار ما خودنمایی می کند، نظام زبانی در ابتدای قرن هفدهم صراحت بیشتری داشته است و اعمال جنسی نیز چندان مخفی نمی شدند و در اروپا انسان ها با این تابو دمخوری سهل گیرانه ای داشتند و قوانین نیز در این موارد کاملاً «گل و گشاد» بودند، رفتارها رک تر بودند و بدن ها عریان، کودکان بدون شرم میان خنده بزرگترها وول می خوردند: «بدن ها جلوه نمایی می کردند». قسمتی از کتاب : نباید سکسوالیته را دادهای طبیعی تصور کرد که قدرت تلاش میکند آن را مطیع و سرکوب کند، یا حوزهای مبهم که دانش تلاش میکند بهتدریج آن را کشف کند. سکسوالیته نامی است که میتوان به سامانهای تاریخی داد: نه واقعیتی پنهان که تسخیر آن دشوار باشد، بلکه شبکهٔ بزرگِ سطحی که در آن برانگیختن بدنها، تشدید لذتها، تحریک به گفتمان، شکلگیری شناختها، و تقویت کنترلها و مقاومتها بهطور زنجیروار و مطابق با چند استراتژی دانش و قدرت به یکدیگر متصل میشوند.
0 نظر