صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

مادام پیلینسکا و راز شوپن (شمیز،رقعی،چترنگ)

کد شناسه :90445
  • عنوان کالا :
    مادام پیلینسکا و راز شوپن (شمیز،رقعی،چترنگ)
  • شابک :
    9786226220071
  • ناشر :
  • مولف :
  • مترجم :
  • نوبت چاپ :
    7
  • سال چاپ :
    1402
  • قطع :
    پالتوئی
  • نوع جلد :
    شمیز
  • تعداد کل صفحات :
    71
  • وزن :
    63
  • درباره کتاب :
    وقتی اریک امانوئل اشمیت در روز تولد نُه‌سالگی‌اش موسیقی شوپن را می‌شنود، تصمیم به یادگیری پیانو می‌گیرد. اجرای باخ،‌موتزارت و دبوسی برایش دشوار نیست، اما شوپن از دستش می‌گریزد. با آنکه نت‌ها را درست اجرا می‌کند، روشنایی،‌لطافت و جادوی دنیای موسیقی او را درنمی‌یابد. در بیست‌سالگی وقتی در پاریس دانشجوی فلسفه است آموختن پیانو را این‌بار با استادی لهستانی به نام مادام پیلینسکا از سر می‌گیرد. استادی سرسخت که شیوه‌های عجیبی برای آموزش دارد... اریک امانوئل اشمیت، نویسنده‌ی سرشناس فرانسوی، که آثارش بارها به زبان‌های مختلف ترجمه شده است و در میان مخاطبان محبوبیتی ویژه دارد، این‌بار با رمانی کوتاه دوست‌داران خود را همراهی می‌کند. اشمیت در مادام پیلینسکا و راز شوپن، مخاطبانش را به دل جوانی خود می‌برد، به زمانی که رسم زندگی و عشق را آموخته است. نشر چترنگ از همین نویسنده کتاب خواهران باربارن را نیز به چاپ رسانده است. مادام پیلینسکا و راز شوپن را عاطفه حبیبی به فارسی برگردانده و انتشارات چترنگ منتشر کرده است.
  • قيمت :
    600,000 ریال
موجود نیست

نویسنده : اریک امانوئل‌اشمیت ترجمه : عاطفه حبیبی این داستان روایتی از جست وجو و تکاپوی اشمیت جوان است که تلاش دارد تا راز موسیقی شوپن را از یک معلم پیچیده و تندخو به نام پیلینسکا بیاموزد. وقتی اشمیت به نه سالگی می رسد و موسیقی شوپن را می شنود، مصمم به یادگیری پیانو می شود ولی اجرای آثار باخ، موتزارت و دبوسی برایش بسیار ساده و پیش پا افتاده است و به همین دلیل، شوپن از دست او می گریزد. به نظر می رسید چون او از لطافت و روح موسیقی بهره ای نبرده بود، گریز شوپن از نزد او امری بدیهی به نظر می رسید. هنگامی که برای تحصیل فلسفه به پاریس رفت، در بیست سالگی با یک استاد پیانو سخت گیر و نسبتا بداخلاق به نام مادام پیلینسکا آشنا می شود و او با تمرین های سخت، پیچیده و عجیب که در ظاهر هیچ گونه ارتباطی با آموزش پیانو نداشتند، مواجه می شود. او مجبور بود که در هنگام وزش باد، به برگ ها خیره شود و یا به وقت سپیده دم به باغ گل برود و بدون اینکه شبنم از روی گل ها بیفتد، آن را بچیند. در واقع اشمیت در این داستان نه چندان بلند، مخاطب را به دوران جوانی خود می کشاند و جلوه هایی از عشق و موسیقی را پیش چشمان مخاطب، تصویر می کند.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر