صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

جوجو مویز 8 (اسب رقصان:THE HORSE DANCER)،(انگلیسی،شمیز،رقعی،360 درجه)

کد شناسه :90263
  • عنوان کالا :
    جوجو مویز 8 (اسب رقصان:THE HORSE DANCER)،(انگلیسی،شمیز،رقعی،360 درجه)
  • شابک :
    9782000805021
  • ناشر :
  • مولف :
  • نوبت چاپ :
    1
  • سال چاپ :
    1399
  • قطع :
    رقعی
  • نوع جلد :
    شمیز
  • تعداد کل صفحات :
    524
  • وزن :
    493
  • قيمت :
    2,590,000 ریال
موجود نیست

نویسنده : جوجو مویز این کتاب به زبان اصلی در اختیار مخاطب قرار گرفته تا خواننده ضمن لذت بردن از متن داستان مهارت خود را در زمینه خواندن و درک مطلب انگلیسی افزایش دهد. داستان پیرامون دختری گم شده و اسب او جریان دارد و از تاثیر والایی که کوچک ترین تصمیمات می توانند به دنبال داشته باشند سخن می گوید. زنی حقوقدان به نام ناتاشا بعد از جدایی از همسرش، مک، با وجود عهد و پیمان میان خود و مردی به نام کانر، در خانه ی مشترک با همسر سابقش به تنهایی زندگی می کند. دریکی از شب ها، ناتاشا با ورود به خانه متوجه حضور مک می شود؛ او که هیچ میلی به یادآوری خاطرات گذشته اش ندارد به بهانه خرید، آنجا را ترک می کند و در فروشگاه با دختری نوجوان و بی سرپرست به نام سارا آشنا می شود. ناتاشا با توجه به وظیفه ای که برروی دوشش احساس می کند تصمیم به نگهداری از او تا بهبود حال سرپرستش می گیرد. مک نیز بنابر سهم خود از خانه و تا پیدا کردن جایی مناسب برای زندگی، قصد ماندن در این خانه را دارد. زندگی مشترک و اجباری ناتاشا و مک با وجود سارا و راز بزرگ او، دچار تغییر و تحول می شود. گزیده ای از کتاب : The first night Mac and Natasha had spent in their London house they had slept on a mattress on a dusty floor. Somewhere in the move from her flat the blots that fitted the two parts of their divan bed together had disappeared and, exhausted after a day’s unpacking, they had laid the mattress in front of the heater in the living room and covered themselves with a duvet. She remembered it now, lying in his arms beneath the bare windows that looked out on to the darkened street, a distant plane crossing the night sky. They had been surrounded by teetering cardboard boxes that would strange feeling of sleeping in a house that they owned but was not yet theirs. The two of them, camping in that space, had had lain there, her heart beating too fast, not even picturing where they would be, what this house would become, but relishing one small, perfect moment, a convergence of happiness and possibility that she suspected she knew even then could not last

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر