نویسنده : ماری آماتو ترجمه : مهناز ایلدرمی این کتاب ماجرای دیگری از دو برادر با مزه و رومخی را در خود جای داده که حالا یک بازی جدید اختراع کرده اند و نباید راز آن را به هیچ بزرگ تری بگویند؛ آن ها تصمیم می گیرند اسم بازی شان را «بای بای حشره» بگذارند و برای اولین بار سر میز شام این بازی چندش آور را انجام بدهند. تازه برادرها باید به ماموریت جدیدشان در مدرسه هم فکر کنند، اخر هر روز باید با یک ماموریت هیجان انگیز آغاز شود وگرنه روز کسالت آوری خواهد بود! حالا باید دید که برادران واویلا چه چیزهای دیگری دارند تا رو کنند و همه چیز زیر و رو شود. گزیده ای از کتاب : صورت ارویل قرمز شد: «منظورت از این که گفتی قرار نیست ماموریت داشته باشیم چیه؟ این یه قانونه! ما قراره هر روز یه ماموریت داشته باشیم. خودت گفتی.» من پشتم را به مامان کردم و به ارویل یک چشمک محکم زدم: «گفتم امروز قرار نیست ماموریتی داشته باشیم. ارویل بریم اتاق مون رو تمیز کنیم.» چشم های ارویل داشت از حدقه در می آمد: «دیوونه شدی؟ من نمی خوام اتاق مون رو تمیز کنم!» او را به سمت اتاق نشیمن هل دادم و در گوشش گفتم: «مگه ندیدی بهت چشمک زدم؟ یعنی من دارم برعکس او چیزی که می گم حرف می زنم.» ارویل نیش اش باز شد: «اوه، گرفتم!» مامان پرسید: «شما دو تا دارین یواشکی چی به هم دیگه می گین؟» ما دوباره به سمت اتاق غذا خوری دویدیم. «ارویل گفت دیگه نمی تونه بیش تر از این برای تمیزکاری منتظر بمونه. مگه نه ارویل؟» ارویل بالا و پایین پرید: «تمیزکاری کیف می ده!» حالا نوبت مامان بود که چشم هایش از حدقه در بیاید. ما از پله ها بالا دویدیم. ارویل کشویش را باز کرد و لباس هایش را به هوا پرت کرد. -«داری چی کار می کنی؟» «برعکس تمیز کاری!» او چشمک زد و بعد سبد لباس چرک هایش را برعکس کرد.
0 نظر