صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

چرا خوبان رنج می برند؟ (شمیز،رقعی،کلک آزادگان)

کد شناسه :89486
  • عنوان کالا :
    چرا خوبان رنج می برند؟ (شمیز،رقعی،کلک آزادگان)
  • شابک :
    9789647974790
  • ناشر :
  • مولف :
  • مترجم :
  • نوبت چاپ :
    3
  • سال چاپ :
    1400
  • قطع :
    رقعی
  • نوع جلد :
    شمیز
  • تعداد کل صفحات :
    112
  • وزن :
    137
  • درباره کتاب :
    واسوانی در بخش‌های نخستین کتاب با روایت داستان‌ها و حکایت‌هایی واقعی، از باورهای انسان‌های جهان در مورد نیکی و بدی، خیر و شر و پاداش و مجازات سخن می‌گوید. او برای روشن کردن موضوع رنج، عمل‌کرد قانون کارما (علت و معلول) و تولد دوباره را مطرح می‌کند. این نویسنده‌ی شیواسخن در ادامه‌ی قانون کنش و واکنش، خاطرنشان می‌سازد که کردار انسان بی‌پاسخ نمی‌ماند و بسیاری از رویدادهای تلخ زندگی، برآمده از رفتار و همچنین افکار انسان در گذشته هستند. واسوانی در ادامه خواننده را با این حقیقت شگفت‌انگیز روبه‌رو می‌کند که کسی که در طلب خداوند است، با مشکلات، خطرات، امتحان‌ها و رنج‌های گوناگونی رویارو می‌شود، اما از آن‌ها نمی‌گریزد. او در ادامه از لطف و مهر پروردگار جهان و لزوم سپردن مهار زندگی به او سخن می‌گوید. به این ترتیب، هیچ رنجی، روح انسان را متلاطم نمی‌کند و هر روز روزی پر از برکت و شادمانی خواهد بود. نویسنده‌ی خردمند کتاب باز هم به روایت‌های گوناگون از سراسر دنیا رو می‌آورد تا به خواننده بیاموزد انسان‌های مختلف، از هر گرایش، سن، دین و نژاد، در برابر رنج‌های زندگی به خداوند توکل می‌کنند و خود را به طور کامل به او می‌سپارند. به این ترتیب، خدا دوست همیشگی و یاور دل‌هایشان است. در ادامه واسوانی راه‌هایی برای چیرگی بر رنج و درد را به خوانندگان کتابش معرفی می‌کند؛ از جمله چیرگی بر امیال، شکرگزاری برای موهبت‌ها و برداشتن چهار گام آرامش. در ادامه، نویسنده خاطرنشان می‌سازد که گذر از رنج‌ها، جوینده‌ی حقیقی را به کمال می‌رساند و پذیرش درد و رنج سبب آسودگی خاطر انسان می‌شود. واسوانی کتاب را با ارایه‌ی سه روش برای رویارویی با رنج به پایان می‌رساند. خواندن این کتاب برای کسانی که از درد و رنج‌های جسمی در عذابند، راهگشاست. همچنین برای آنانی که عزیزی را از دست داده‌اند، سودمند و آرامش‌بخش است. کسانی که در پی شناخت رازهای هستی، درک قوانین کلی جهان، آشنایی با سنن الهی و راه وصال به پروردگار جهان هستند، می‌توانند از آموزه‌های این کتاب بهره بگیرند.
  • قيمت :
    1,200,000 ریال
موجود نیست

نویسنده : جی.پی.واسوانی ترجمه : نوشین حمیدا این اثر پیرامون رنج و چرایی رخ دادن آن به ویژه برای کسانی که تمام تلاششان را می کنند تا انسان های خوبی باشند نگارش شده و از اهمیت و نقش به سزایی که این دردهای ناخواسته در زندگی از آن برخوردارند حکایت دارد. در واقع مولف کتاب پیش رو که از فلاسفه مشهور هند است از نعمتی سخن می گوید که هر رنج در درون خود برای ما به ارمغان می آورد و آگاهی ارزشمندی را هدیه می دهد که پیروزی حقیقی لذت بخشی به دنبال می آورد. تنها کافی است به جای آن که از رنج ها بگریزیم خود را برای مواجهه با آن ها آماده کنیم و پیامی را که از سوی خداوند برایمان آورده اند کشف کنیم. گزیده ای از کتاب : مردم از خداوند صحبت می کنند، اما به راستی چند نفر از آن ها او را می شناسند؟ ما درباره خدا می شنویم، می خوانیم، حرف می زنیم، برای عبادت او به معابد کلیساها می رویم و سرودهای ستایش او را می خوانیم، اما درواقع او را نمی شناسیم، زیرا هنوز هیچ تجربه ای از او نداریم. ما او را ندیده ایم، با وی صحبت نکرده ایم، صدایش را نشنیده ایم و بارگاه کبریایی اش را لمس نکرده ایم. پس تعجب آور نیست که امروزه بسیاری از مردم موجودیت خداوند را زیر سوال می برند. درواقع تعداد بی شماری از آن ها سخنان متفکر بزرگ آلمانی، نیچه را بازگو می کنند: «خداوند مرده است.» حادثه کوچک و تاثیر گذاری را به یاد می آورم که سال ها پیش در کرالا رخ داد. در یک گردهمایی مردی که گویا کمونیست بود، گفت: «همه صحبت ها درباره خداوند دروغین است. خدایی وجود ندارد! خداوند فقط یک اندیشه خرافی ست که عده ای برای فریب دیگران آن را به وجود آورده اند.» سپس افزوده: «اگر به راستی خدا وجود دارد، باید تا سه دقیقه دیگر جان مرا بگیرد.» و به ساعت خود چشم دوخت. مردم شنیدند که آن مرد خدا را به مبارزه طلبیده بود. فضای جلسه سرشار از ترس و وحشت شد. یک دقیقه گذشت، اتفاقی نیفتاد. دو دقیقه، دو دقیقه و سی ثانیه… مردم هیجان زده بودند؛ دو دقیقه و چهل و پنج ثانیه، دو دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه… دو دقیقه و پنجاه و نه ثانیه، سه دقیقه به پایان رسید: و مرد هنوز زنده بود! او با لحنی پیروزمندانه اظهار کرد: «نگفتم خدا مرده است؟ این افسانه ای مرده و از گذشته ای دور است! اگر به گفته شما به راستی خدای قادر مطلقی وجود داشت، باید مبارزه مرا می پذیرفت و همین حالا جان مرا می گرفت، اما خدایی وجود ندارد! همه آن چه درباره خدا گفته می شود دروغ محض است.» در آن جلسه مردی ساده حضور داشت که عاشق خدا و خدمت گزار مردم رنج دیده بود… او مشاهده کرد که گفته های مرد کمونیست بر حاضرین اثر گذاشت و بسیاری از مردم را در سردرگمی و حیرت فرو برد. به همین دلیل برخاست و رو به حاضرین گفت: «حتی یک لحظه هم باور نکنید که خداوند وجود ندارد. خدا وجود دارد، او عشق است… کدام پدری میان شما حاضراست فقط برای اثبات وجود خویش جان پسرش را بگیرد؟ اگر پسرتان شما را به مبارزه بطلبد و بگوید: «پدر، اگر به راستی وجود داری، جان مرا در عرض سه دقیقه بگیر!» به حماقت او فقط می خندید.»

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر