صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

ذن در هنر نویسندگی

کد شناسه :88596
10% OFF
ذن در هنر نویسندگی
  • عنوان کالا :
    ذن در هنر نویسندگی
  • شابک :
    9789642533602
  • ناشر :
  • مولف :
  • مترجم :
  • نوبت چاپ :
    6
  • سال چاپ :
    1401
  • قطع :
    رقعی
  • نوع جلد :
    شومیز
  • تعداد کل صفحات :
    110
  • وزن :
    122
  • قيمت :
    1,500,000 ریال 1,350,000 ریال

«ذن در هنر نویسندگی»، کتابی‎ست درباره وسوسه‎ خواندن و نوشتن، شوق قصه‎گویی و قصه خواندن. که نثر هوش‎ربا و شورانگیز دوایی به فراخور مضمون خیال‎انگیز و نوستالژیک این کتاب، ضامن کیفیت نهایی متن مقصد در ترجمه بوده. همچنین باید به این نکته از این منظر نیز توجه داشت که دوایی نیز همچون ردبری نویسنده‎ای‎ست دلبسته به سینما و ادبیات، آن هم سینما و ادبیاتی که خاص دورانی‎ست که امروز برای برخی فراموش شده می‎نماید و برای برخی دیگر جذاب و خاطره برانگیز. هردو زنده‎اند به یادگارهایی که از سنت‎های جذاب داستان‎گویی در دوران کودکی خود در سینما و ادبیات. دوایی در آثار این تجربه‎های را به ساحت داستان می‎آورد و برادبری که نویسنده‎اش پرده از احساسات دیرینه خود برمی‎دارد، به وضوح قابل دیدن است. هردو با گذشته زندگی می‎کنند و به قولی حتی در دوران پیری نیز کودک درون خویش را زنده نگه داشته‎اند، کودکی که همچنان سری پرشور دارد… «ذن و هنر نویسندگی» از بیانی موجز بهره‎می‎برد که در هشت فصل (در حدود صد صفحه) تدارک دیده شده که با افزودن یادداشت کوتاهی از ناشر و مقدمه‎ای از پرویز دوایی در معرفی نویسنده به فارسی ترجمه شده است. بنابراین با توجه به نثر روان ساده‎ای که دارد به سادگی این امکان را فراهم می آورد که در یک نشست خوانده شود و یا حتی هر فصل را به راحتی در لابلای مشغله‎های روزانه خواند و از آنها لذت برد. البته دوایی دو فصل از کتاب را به دلیل اینکه از ارتباط درونی چندانی با دیگر فصل‎ها برخوردار نبوده حذف کرده. قسمت هایی از کتاب : «نویسنده شدم تا از دست اندوه و نومیدی پراکنده در این جهان به درون دنیای پرامیدی بگریزم که میتوانستم با تخیل خودم بیافرینم...» «آدم‌هایی در این دنیا هستند که نسبت به شور و شوق وجود شما حسد میبرند. اگر لذت‌تان را از دیدار منظره غروب آفتاب بیان کنید، به شما نفرت میورزند!» «هر آنچه که در سراسر عمرم از وجود من ناشی شده حاصل آن چیزی است که در دوازده سیزده سالگی بودم...» «عشق‌های اولیه من هنوز پابرجاست، هنوز تارزان را دوست میدارم و قصه مصور جمع میکنم. اگر در یازده سالگی کتاب‌های تارزان را از من میگرفتند میمردم.»

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر