نویسنده : اینگر - ماریا مالکه ترجمه : حسین تهرانی رزا که به تازگی به جزیره و پیش خانواده اش بازگشته است برای پیدا کردن خودش به آسیلو، خانه سالمندان لالاگونا، که پدربزرگش خولیو نگهبان آن است، می رود. خولیویی که در دوران جنگ داخلی، توسط فاشیست ها اسیر شد، سپس با فرار از دست آن ها به جزیره بازگشت و در این دوره از زندگی خود محافظت از سالمندان را به عهده گرفت. این رمان گیرا و خواندنی تاریخ اسپانیا، شکاف های اجتماعی و طبقاتی و دستاوردهای اجتماعی آن را به تصویر می کشد و ماجرای کودتا علیه دولت منتخب اسپانیا را که در سال 1936 از جزیره تنزیف آغاز شد، روایت می کند. گزیده ای از کتاب : کل شب در اتاق کار سکوت حکم فرماست، فقط چند جمله ای رد و بدل می شود. «دیگر هیچ کس جدال مسلحانه را نخواهد پذیرفت.» تکان دادن سر به علامت موافقت. دوباره سکوت. وقتی یک نفر لیوان ویسکی را به سمت دهانش می برد، صدای برخورد یخ ها به هم شنیده می شود. «اگر کسانی که تصویرشان پخش می شود، در صحرا حفظ شوند…» سکوت. «در این مرحله حساس.» و همه به تلویزیون نگاه می کنند، چرخش دوربین. تشکیل صف برای ثبت تسلیت در دفترچه. وقتی مرچه سرگرم خالی کردن زیرسیگاری هاست، یک نفر می گوید: «به سلامتی استان اسپانیایی، صحرای غربی.» آقایان سیگار می کشند، آقایان به سلامتی هم لیوان هایشان را بالا می گیرند. «حداقل اینکه حالا مراکش مجبور است با ساکنان صحرا کشمکش کند، نه ما.»
0 نظر