نویسنده : کلاوس هاگروپ ترجمه : عطیه الحسینی "آنا" از چیزهای زیادی نمی ترسید. فقط یک چیز بود که خیلی ازش می ترسید. یک شب کابوسی دید. خواب دید که پیر شده! اول مثل یک برگ پاییزی خشک شد. بعد خرد شد و به غبار تبدیل شد. بعد هم باد او را با خودش برد. "آنا" دلش نمی خواست که بزرگ شود. از پیر شدن می ترسید. بیشتر از همه از روز تولدش وحشت داشت و... این کتاب به داستانی جادویی در مورد عشق به کتاب ها و شخصیت کتاب ها که در آن زندگی می کنند می پردازد. در ضمن این کتاب محدودیت سنی ندارد!
0 نظر