صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

ربه کا (زرکوب،رقعی،آوای مهدیس)

کد شناسه :84449
موجود نیست

نویسنده : دافنه دوموریه ترجمه : احمد پشت‌سیمین این نویسنده ی سرشناس همچنین خالق داستان کوتاه خواندنی و بی نظیرِ پرندگان است. راوی بی نام و نشان داستان که به تازگی با مرد جوان ثروتمندی به نام ماکسیم دووینتر، صاحب عمارت معروف و مجلل ماندرلی، ازدواج کرده، پس از حضور در ماندرلی از تعلق خود به طبقات پایین جامعه و حضور یاد و خاطره ی ربه کا، همسر متوفی ماکسیم، در جای جای عمارت احساس حقارت و ناراحتی می کند. در این میان بدرفتاری یکی از خدمتکاران به نام دنورس و تعریف های بی حد و اندازه او از همسر سابق ماکسیم نیز بر بدتر شدن شرایط می افزاید. او که افکار و احساسات ماکسیم را هنوز در بند ربه کا می بیند پس از شنیدن داستان خیانت این زن زیبارو و هوس باز به همسرش و ماجرای کشته شدن او به دست ماکسیم، قلبش با وجود تمام هیجانات و اضطراب ها به ناگاه بسیار سبک و آزاد می شود. گزیده ای از کتاب : هیچ دلم نمی خواست الان کسی اینجا باشد، حتی ماکسیم. اگر ماکسیم اینجا بود نمی توانستم دراز بکشم و ساقه ای را بجوم یا با علف ها بازی کنم. مجبور بودم به او نگاه کنم. به چشمانش خیره می شدم و احساسش را بدانم و آن وقت باز مجبور بودم باز از خودم بپرسم آیا ناراحت نیست؟ آیا خوشحال است؟ و اگر ناراحت بود از خود می پرسیدم برای چه اوقاتش تلخ است؟ ولی اکنون می توانستم با خیال راحت دراز بکشم و هیچ یک از این اندیشه ها نمی توانست مرا آزار دهد. ماکسیم به لندن رفته، چه خوب شد باز هم تنها مانده ام. نه، این را نمی خواستم بگویم. زیرا ماکسیم در زندگی همه چیز من بود، عمر من، زندگی من، هستی من و بالاخره شادی و خوشبختی من به وجود او بستگی داشت.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر