نویسنده : جرونیمو استیلتن ترجمه : مهدی موسوی همهچیز با یک نامه شروع شد، یک نامه با عطر و بوی گل سنبل. شما عطر سنبل دوست دارید؟ من که دیوانهی بوی سنبلم. واقعاً خیلی آرامشبخش است. فکر میکنم بهخاطر همین هم هست که توی مرکز ماساژ تنآساموش، روغن سنبل به تن موشها میمالند. من عاشق ماساژم. واقعاً خستگیام را درمیکند. این قضیهی ماساژ هم برای خودش داستانی دارد که بعدها برایتان میگویم. واپنیرا! عجب ماجراجویی خفنی! قرار شد به جزایر موشالاپاگوس بروم تا دنبال گنجی مدفون در دریا بگردم. ولی خب من راستیراستی از مسافرت متنفرم! وسط دریا شناوربودن هیچ به مذاق موشیام خوش نمیآید. تازه بعدش شستم خبردار شد که غیر از من، تِهآ و تراپولا چند تا موش دیگر هم دنبال گنج میگردند و قرار است کلی ماجرا با هم داشته باشیم...
0 نظر