(گزارش زیباشناختی و باورشناختی بیست غزل (حافظ)) نویسنده : میرجلالالدین کزازی این کتاب اثری انتقادی است که 20 غزل از غزلیات حافظ را از منظر زیباشناختی و باورشناختی مورد بررسی قرار می دهد. گزیده ای از کتاب : ای پادشاه حسن! خدا را! بسوختیم؛ آخر، سوال کن که: گدا را چه حاجت است؟ ای آنکه خسرو خوبانی و بر سرزمین زیبایی فرمانروا! تو را به خدا سوگند می دهم که دل بر ما که در آتش شیفتگی می گدازیم، فروسوزی؛ هان! باری بپرس که نیاز ما، گدایان در تو، چیست. زیباشناسی پادشاه با گدا ناسازی دارد. سوال در معنی پرسش به کار رفته است؛ در معنی دریوزه، با گدا و حاجت ایهام تناسب می سازد. پادشاه حسن استعاره ای است آشکار از یار؛ در این آمیغ، استعاره ای کنایی نیز نهفته می تواند بود: زیبایی قلمرویی پنداشته آمده است که پادشاه آن یار حافظ است. سوختن استعاره ای است از گونه پیر و از رنج و آزار بسیار. پرسیدن نیاز را می توانیم مجازی از گونه سبب و مسبب از برآوردن آن بشماریم: نیاز کسی را می پرسند، تا آن را برآورند.
0 نظر