نویسنده : افشین هاشمی خواب ها و روایت : ایلیا تهمتنی مقدمه : محمد رضاییراد نویسنده در کتاب پیش رو به روایت رویاهای شبانه ای که به مدت 12 سال و 1 بهار از سال 1383 تا بهار 1395 پا به آن ها گذاشته است، می پردازد. گزیده ای از کتاب : تماشاگر نمایشی هستیم در تالاری بزرگ با صحنه ای دراز و ما در ازای آن، بر نشست گاهی بلند و آویزان از سقف با طناب هایی. نشست گاه آن قدر بلند که من گاه نشستن دستانم را محکم به طناب های اطراف گرفته ام. از جایی بلندترک خود را به نشست گاهم رساندم و به زیر پا نگریستم که بسیار طولانی بود تا زمین و می اندیشم اگر میانه ی اجرا کسی خوابش ببرد آیا از بالا خواهد افتاد؟ می بینم کمربندی ایمنی طراحی شده برای هر تماشاگر و نمی بندمش یا بستم و بعد بازش کردم چرا که باید آماده شوم برای حضور روی صحنه.
0 نظر