صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

نگهبانان گاهول 3 (نجات)،(شمیز،رقعی،هوپا)

کد شناسه :80406
موجود نیست

نویسنده : کاترین لسکی ترجمه : بهنام حاجی‌زاده بوبو پرسید: «چی تو رو کشونده اینجا، پسرم؟» سورن بی‌مقدمه گفت: «منقارفلزی.» بوبو جا خورد. «منقارفلزی؟ درباره‌ی اون چی می‌دونی، پسر؟» سورن پلک زد. «اون؟ اون کیه؟» تا آن لحظه، سورن خیال می‌کرد که شبحک‌های والدینش درباره‌ی یک شئ حرف ‌زده‌اند، چیزی مثل بُراده‌ها که ترس به جانش می‌انداخت، بُراده‌هایی که توی آکادمی سنت‌ایگی به‌زور جمع‌آوری می‌کردند. انگار راستی‌راستی کرک‌وپَر جغد شاخ‌دار درشت‌جثه و شعله‌ور، با شنیدن آن اسم ریخته بود زمین. - ازش دور بمون. کاری به اون جغد نداشته باش، سورن.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر