نویسنده : ماری هیگینز ترجمه : مرجان رزمآزما رمانی جنایی و خوشخوان پیرامون خبرنگاری که از مادر حقیقی اش دور مانده و به دنبال یافتن اوست و وظیفه ی حرفه ای او برای پرداختن به ماجرای زنی متهم به قتل. داستان از دید سوم شخص روایت می شود و ماجرای هر یک از شخصیت های خود را پی می گیرد، از خانم خبرنگار به سراغ زن متهم می رود، پسر مقتول را که منتظر ارثیه ای چشمگیر است به تصویر می کشد، از آقای دکتری که زن مظنون پیش از مرگ شوهرش با او ارتباط داشته می گوید و… . در حالی که دیلانی در پی رسیدن به ردپایی از مادرش تلاش می کند پرده از حقیقتی عجیب برداشته می شود. گزیده ای از کتاب : بتسی در دل گفت: من را وحشتناک به تصویر کشیدی. من شوکه شده بودم. چندین سال بود انگار زیر تیغ بودم. آن مرد فوق العاده جلوی چشمم مثل شمع آب می شد. فقط تصمیم داشتم او را بگذارم در یک آسایشگاه تا مبادا به خودش یا من یا یکی دیگر صدمه بزند. خوشحال بودم قبل از اینکه این کار را بکنم فوت کرد. بغضش را فرود داد و یاد آن روزهایی افتاد که تد به او التماس می کرد در خانه نگهش دارد.
0 نظر