نویسنده : وحیده حسینی این کتاب حاوی مجموعه ای از داستان های کوتاه تحت عناوین: پسری که عاشق من بود، آهای آقای نویسنده! آنها خانواده خوشبختی هستند، هیچکس حرف های مرا باور نمی کند و دو فنجان قهوه تلخ است که در مجالی کوتاه و فرصتی اندک پرده هایی از زندگی انسان ها و واقعیت دنیای امروز را به تصویر می کشد و تا آن جا که نویسنده مهارت دارد به ذهن خواننده نفوذ می کند و او را به پرسشگری وا می دارد. گزیده ای از کتاب : هیچکدام از حرف های مرا باور نمی کنند. باور نمی کنند که من همه ماجرای آن شب را با همین چشم های خودم دیدم. نه فقط این بار، همیشه همینطور بوده است. از همان بچگی حرف های من یک مشت خیال و توهم بیشتر نبود. تا شروع می کنم به حرف زدن، آذر با همان پوزخند همیشگی اش بلند می شود و می رود، و همانطور که زیر لب غرغری می کند خودش را سرگرم کاری نشان می دهد؛ اغلب سوهانش را از کیفش درمی آورد و ناخن های بلند و لاک زده اش را سوهان می کشد. مادر حرف هایم را قطع نمی کند، اما آنطور که با غصه نگاهش را به من می دوزد، گفته نگفته حرف هایم را می خورم و ادامه نمی دهم. نمی خواهم مادر غصه ام را بخورد، یا اگر توی جمعی باشیم به خاطر حرف های من خجالت بکشد. می دانم که باعث خجالت همه شان هستم، اما آخر یعنی همه حرف های خودشان سنجیده و از روی حساب و کتاب است؟…
0 نظر