صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

فرشتگانی در لابه لای گیسوانم (شمیز،رقعی،ذهن آویز)

کد شناسه :76254
موجود نیست

نویسنده : لرنا برن ترجمه : فریده مهدوی‌دامغانی این کتاب روایتگر زندگی و حوادث حقیقی خارق العاده و ویژه ای است که برای نویسنده به وقوع پیوسته و او را از دیگر انسان ها متمایز ساخته است. بانویی ایرلندی که توانایی خواندن و نوشتن ندارد اما از همان آغاز زندگی اش دارای تفاوتی آشکار با مردم بود، او با موجوداتی ملاقات می کرد که بعدها ماهیتشان را کشف کرد، آن ها فرشته بودند. این زن که عارفه ایرلند نامیده می شود از این ملاقات های گاه و بی گاه بهره می برد و گویا در عالمی دیگر سیر می کند. گزیده ای از کتاب : یک روز عصر، همچنان که مشغول شستن دست هایم در دستشویی توالت داخل گاراژ بودم، به آینه نگریستم و ناگهان فرشته ای ظاهر شد. نخست فقط صورتش نمایان شد. او مرا به وحشت انداخت و من ده متر در هوا جهیدم. همچنان که چند قدم به عقب بر می داشتم، به نظرم رسید که آینه پیش رویم محو شد و فرشته ای به صورت کامل در برابرم ظاهر گردید. درخشش نورش، تمام آن مکان را نورانی و منور می ساخت! پیش از آن که سخن بگویم، آن فرشته زبان به صحبت گشود و نام مرا صدا زد. او گفت: «لرنا…! مرا با نام فرشته الیشا صدا کن…» آن فرشته، ماهیتی زنانه داشت و همچنان که دستش را پیش می آورد، هردو دست مرا در دستانش گرفت. دستانش درست به مانند پر می نمود. هنگامی که سرم را پایین آوردم تا به آن دست ها بنگرم، دیدم به راستی که شکل و ظاهر پر را نیز دارند؛ اما همزمان، به گونه ای توضیح ناپذیر، به شکل دست های بشری نیز بودند. من از این رو الیشا را به عنوان یک فرشته زنانه می نامم که همچون زنی دربرابرم ظاهر گردید.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر