صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

عشق ایرانی من (شمیز،رقعی،کوله پشتی)

کد شناسه :75332
  • عنوان کالا :
    عشق ایرانی من (شمیز،رقعی،کوله پشتی)
  • شابک :
    9786004611015
  • ناشر :
  • مولف :
  • مترجم :
  • نوبت چاپ :
    6
  • سال چاپ :
    1402
  • قطع :
    رقعی
  • نوع جلد :
    شمیز
  • تعداد کل صفحات :
    200
  • وزن :
    184
  • درباره کتاب :
    زن و مردی که هیچ نقطه اشتراکی ندارند، ولی یک جنگل آن‌ها را به ‌هم نزدیک می‌کند. هیچ‌وقت قرار نبود که بئاتریس به جنگل کاله برود… بئاتریس، پس ‌از فوت همسرش، به‌همراه مادر و پسرش فلوران، زندگی می‌کند. او زندگی‌ آرامی داشته و از شغلش نیز کاملا راضی است. یک‌ شب، وقتی درحال بازگشت به خانه بود، با نوجوانی آفریقایی آشنا می‌شود که از او درخواست می‌کند وی را به اردوگاه پناهندگان در جنگل کاله برساند. در آنجا، بئاتریس، با دیدن وضعیت وخیم پناه‌جویان ساکن در اردوگاه، به‌شدت ناراحت شده و زندگی‌اش دستخوش تغییر می‌شود. او تصمیم می‌گیرد تا به‌صورت داوطلبانه درآنجا مشغول به کار شود… دو سال از آن زمان سپری شده است. یک ‌روز در اردوگاه، بئاتریس با پناه‌جویی ایرانی به نام مختار آشنا می‌شود. مختار و تعداد دیگری از پناه‌جویان، به‌نشانه‌ی اعتراض به شرایط بد اردوگاه، دهان خود را دوخته‌اند. این مرد ایرانی و زن فرانسوی، در همان نگاه اول به ‌هم دل می‌بندند. همین هم سرآغاز یک ماجراجویی عاشقانه‌ی بی‌نظیر است. مختار قصد دارد خودش را از فرانسه به انگلستان برساند. بئاتریس هم به‌واسطه‌ی همین عشق، تصمیم می‌گیرد به او کمک کند. عشق دوطرفه، باعث می‌شود دیدگاه هردوی ایشان به زندگی تغییر کند. بئاتریس مختار را به خانه خودش می‌برد، بی‌خبر از اینکه اسکان‌دادن به یک پناه‌جو در قانون فرانسه جرم است… عشق ایرانی من، پیش‌ از آنکه داستانی عاشقانه باشد، ماجرایی واقعی درمورد سختی‌ها و مصاعبی‌ست که پناه‌جویان، بی‌خبر از آن‌ها، پا به کشورهای اروپایی می‌گذارند و تازه می‌فهمند مرتکب چه اشتباهی شده‌اند…
  • قيمت :
    1,470,000 ریال
موجود نیست

نویسنده : بئاتریس اوره ،کاترین سیگوره ترجمه : آریا نوری رمان حاضر که برگرفته از داستانی حقیقی است روایتگر قصۀ زن و مردی است که بدون وجود وجه اشتراکی میانشان در یک اردوگاه با یکدیگر آشنا می شوند. بئاتریس اوره زن فرانسوی حدود چهل و دو ساله است که بعد از فوت همسرش با مادر و پسر هجده ساله اش زندگی می کند. او زنی مهربان و انسان دوست است که از کمک کردن به دیگران احساس خوشایندی دارد. او طی ماجرایی پایش به جنگل کاله که اردوگاه پناهندگان بود باز می شود و با مردی ایرانی حدود سی پنج ساله به نام مختار رو به رو می شود که به همراه تعداد دیگر از پناهندگان به نشانه ی اعتراض دهانشان را دوخته بودند و اعتصاب کرده بودند. آنها در یک نگاه عاشق یکدیگر می شوند، بئاتریس با وجود عشقی که به مختار دارد سعی می کند به او برای رفتن به انگلستان کمک کند. بدین ترتیب او و دوست پاکستانی اش را به خانۀ خودش می برد و اما به جرم کمک غیر قانونی و سکونت به آنها تحت تعقیب قضایی قرار می گیرد و… . گزیده ای از کتاب : طی دوسالی که به عنوان داوطلب در آن اردوگاه فعالیت می کردم با هزاران مهاجر برخورد کردم که روحیه ها و ظاهر های مختلفی داشتند. بعضی سعی می کردند توجهم را جلب کنند و حتی گاهی بختشان را امتحان می کردند و می گفتند « می خوای ما رو با خودت ببری خونه؟ » هیچ وقت از این حرف ها ناراحت نمی شدم. کسی نبودم که دنبال رابطه های عاشقانه و یک شبه باشم؛ آن هم با پناهنده ها. به نظرم نه اردوگاه پناهندگی جای مناسبی برای این کارها بود و نه آن دوران زمان مناسبی. چنین فکری را حتی به ذهنم راه نمی دادم و به همه آنها پاسخی می دادم که از قبل آماده کرده بودم. -ببخشید ولی من ازدواج کرده م و فکر نمی کنم همسرم خیلی از پیشنهاد شما خوشش بیاید. همه مهاجران احترام زیادی برای بنیان خانواده و ازدواج قائل بودند و وقتی این حرف را می شنیدند دیگر چیزی نمی گفتند. مختار با همۀ آنها فرق داشت و اصلا تلاشی برای برقراری ارتباط با من نکرد. او از پناه جویانی بود که تازه رسیده بودند و بعدها به علت کار اعتراض آمیزشان لقب دهن دوخته ها به آنها داده شد. قسمت این بود که نگاهش به من بیفتد، قسمت این بود که برای یک ثانیه نگاهمان با هم تلاقی کند. یک لحظه احساس خاصی به من دست داد؛ احساسی مثل عشق در اولین نگاه، احساس فیزیکی و در عین حال روحانی. احساسم ربطی به زیبایی او نداشت ولی باید بگویم بسیار خوش چهره بود؛ البته این اصلا برایم مهم نبود و علت جذب شدن من به او چهره زیبایش نبود. مسئله اصلی نگاهش بود؛ نرمی نگاهش…

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر