نویسنده : جان سشکا ترجمه : زینب طاهری داستان علمی و آموزندۀ حاضر دربارۀ پسربچه ای نابغه و مخترع به نام فرانک انیشتین است که دو ربات به اسم های کلینک و کلنک دارد؛ ربات هایی با هوش مصنوعی که خودشان توانسته اند خود را بسازند. آن ها به کمک هم کیسه ای نجات بخش برای نجات سیاره زمین اختراع می کنند اما در منطقۀ حفاظت شدۀ جنگل میدویل اتفاقی در جریان است که حیات همه ی انسان ها را تهدید می کند! گزیده ای از کتاب : کلینک می گوید: «حاضرید؟» و بعد هم به فرانک و هم به واتسون عینکِ حقیقی مجازی با لنزهای مشکی و یک آنتن سیمی کوچک که ساخته ی فرانک است، می دهد. فرانک می گوید: «من و کلینک یه سفر مجازی رو به زمین طراحی کردیم. بزن به چشمت و حاضر شو تا یه گردش علمی به دور زمین داشته باشیم، البته به سبک فرانک انیشتین.» فرانک و واتسون عینک را روشن می کنند. چیزی نمی گذرد که خود را در وسط فضا می بینند. واتسون می گوید: «خدای من!» صدای بَمی می گوید: «پنج هزار میلیون سال پیش، این ابرهای چرخانِ متشکل از گازها و گرد و غبار به هم فشرده شدند و خورشید ما رو به وجود آوردن.» «ابرهای کوچیک تر دیگه هم که به دور خورشید می چرخیدند سیاره ها را تشکیل دادن. یکی از این سیاره ها زمین بود.»
0 نظر