(سلسه داستانهای شگفتانگیز خواستگاری) نویسنده : حمید کیانمهر نویسنده ی کتاب پیش رو با زبانی طنز و دلنشین به بیان خاطرات خود از جلسات خواستگاری می پردازد و چرایی تنهایی و مجرد بودنش را در خلال این روایات شیرین بیان می کند. گزیده ای از کتاب : خلاصه پس از ملازمت و گفتگویی کوتاه در باب موضوعات متفرقه، ایشان پرسید: – ببخشید دعای مورد علاقه ی شما چیه؟! – دعا؟! دعا برای سلامتی مریضا… حاجتمندا… این چیزا – نهههه منظورم اینه که دعای مورد علاقتون چیه؟ کمیل؟ ندبه؟ توسل؟ چی؟ درحالیکه سعی میکردم جلوی خنده ام را بگیرم کمی شوخی را چاشنی جوابم کردم و گفتم: – والا دعای مورد علاقه ی من جوشن کبیره! – جدی؟! چقدر جالب! چرا؟! – چون اسم همه بچه محلامون توشه! این مزاح من که لبخندی را به لب دوشیزه آورد باعث شد اندکی فضای ثقیل جلسه تعدیل شود.
0 نظر