نویسنده : هوشنگ ماهرویان خرد و آزادی در مهدِ خود آنچنان نهادینه شدهاند که تردید در آنها، حتا تلنگری بهآنها نیست. بهعکس، در اینجا با ذهن ِ خردگریز و عرفانزده و فرهنگِ استبدادی و "مرید و مرادی"، شکدر خرد و آزادی زهر هلاهلی استکه پیکر ناتوانِ آنها را بهنابودی خواهد کشاند. ما که در فضاییانباشتهاز بیخردیهای بیشمار میزیستیم، گفتههای خستهاز خردورزیِ آنها را سریعاً جذب میکردیم و خود نمیدانستیم که سرچشمهی اینشوق، بنیادهای خردستیز و تاریخی ِ ماست؛ نمیدانستیم که اسیر ِ ذهن ِ خردگریز و استبدادزدهی چندینصدسالهی خودیم. عرفان، شناختِ غیرشهودی را مردود اعلام میکند. در آن، چشم برمبنای "دل" میبیند. ولی در مدرنیته، مبنای خرد "چشم" است. خردِ چشممدار ِ مدرنیته با چشم ِ دلمدار ِ عرفانی فاصلهییبسیار دارد. عرفان نهتنها خردستیز است، بلکه فردیترا نیز سرکوب میکند و زندهگیرا مسیریازپیشتعیینشده میبیند. برعکس، مدرنیته زندهگی ِ هر فرد را یگانه و منحصربهفرد میداند. بخشی از این کتاب
0 نظر