نویسنده : جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی تصحیح : وحید دستگردی الحذار ای غافلان زین وحشتآباد الحذار الفرار ای عاقلان زین دیومردم الفرار ای عجب، دلتان نه بگرفت و نشد جانتان ملول زین هواهای عفن زین آبهای ناگوار عرصه نادلگشا و بقعه نادلپسند قرصهای ناسودمند و شربتی ناسازگار مرگ در وی حاکم و آفات در وی پادشاه ظلم در وی قهرمان و فتنه در وی پیشکار امن در وی مستحیل و عدل در وی ناامید کام در وی ناروا، راحت در او ناپایدار ماه را ننگ محاق و مهر را نقص کسوف خاک را عیب زلازل چرخ را رنج دوار مهر را خفاش دشمن، شمع را پروانه خصم جهل را بر دست تیغ و عقل را بر پای خار نرگسش بیمار بینی لالهاش دلسوخته غنچهاش دلتنگ یابی و بنفشه سوگوار تو چنین بیبرگ در غربت به خواری تنزده وز برای مقدمت روحانیان در انتظار بودهای یک قطره آب و پس شوی یکمشت خاک در میانه چیست این آشوب و چندین کارزار
0 نظر