صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

قفس پادشاه (شمیز،رقعی،تندیس)

کد شناسه :69634
موجود نیست

نویسنده : ویکتوریا اویارد ترجمه : محمدصالح نورانی‌زاده حالا صاعقه از وجود دختر آذرخشی رخ بربسته چه کسی راه انقلاب را روشن میکند؟ مر بارو در زندان میون اسیر است. آذرخشش را از دست داده و پسری که زمانی دوستش داشته، پسری بافتهی دروغ و خیانت، که اکنون پادشاه میون کالور است، تارهای در‌هم‌تنیدهی عنکبوتی مادر مرده‌اش را، طوری به کار میگیرد که کشور را در قبضهی سرکوب خود نگه دارد. در حالی که مر زیر سنگ‌های سکوت در قصر میون اسیر است، سرخ‌ها و جهشیافته‌های تازه‌ای که پیش از این کسی از وجودشان آگاهی نداشت، در حال تمرین نظامی هستند تا برای مقابله با میون آماده شوند. شاهزاده کال که عاشق مر است، از هیچ تلاشی برای نجات او فروگذاری نمیکند. نورتا در آتش خون علیه خون و توانایی علیه توانایی میسوزد. نورتا دیگر نورتایی که مر میشناخت نیست.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر