نویسنده : پیام ابراهیمی این کتاب داستان پسری است که هیچ شباهتی به اعضای خانواده اش ندارد، همه آن ها ورزشکارانی موفق هستند اما آبتین هیچ استعدادی در این زمینه ندارد و پدرش را خیلی خیلی ناامید کرده است. بالاخره آبتین برای خوشحال کردن خانواده اش فکر بکری به سرش می زند. گزیده ای از کتاب : پدرش می گفت: «تو باید کاری کنی که همه ی خانواده به تو افتخار کنند. باید یک عالمه جام قهرمانی ببری. باید مدال طلا دور گردنت بیندازی. باید یک تک خال واقعی بشوی، یک قهرمان واقعی.»
0 نظر