نویسنده : لئون تولستوی ترجمه : پرویز شهدی «رستاخیز» حماسهایست از بیدار شدن وجدان آگاه عضوی از جامعه که خطایش بیجریمه و جرمش بیمجازات مانده است، جرمی که سرنوشت دختر بیگناهی را رقم میزند و او را به منجلاب فساد و گمراهی سوق میدهد و بعد هم به سیبری و محکومیت به اعمال شاقه. این کتاب، آینۀ تمام نمای سراسر زندگی تولستوی است. قهرمان داستان خود وی است و اگرچه ماجرایی را که هستۀ اصلی کتاب را تشکیل میدهد، دوستش که جزو هیأت منصفۀ دادگاههای پترزبورگ است برایش تعریف کرده: «در ژوئن 1877 زن خودفروشی بهنام روزالی در پترزبورگ محاکمه و بهناحق برای جرمی که مرتکب نشده محکوم میشود. یکی از اعضای هیأت منصفه که درگذشته او را فریفته، بازش میشناسد و بر اثر یک سهلانگاری و حتا سوءتفاهم میان اعضای هیأت منصفه، بهزندان با اعمال شاقه محکوم میشود.» «رستاخیز» اثری است که اگر اهمیتش بیشتر از «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» نباشد، دستکمی هم از آنها ندارد، منتها در زمینهای کاملاً متفاوت با آن دو.
0 نظر