(با نقد و تفسیر) نویسنده : فرانتس کافکا ترجمه : کامل روزدار این کتاب دو داستان «زنی کوچک» و «گراکوس شکارچی» را به همراه تحلیلی از کامل روزدار، در خود دارد. کافکا داستان زنی کوچک را در اواخر عمر خود نوشت و این داستان به همراه چند داستان دیگر، پس از مرگش منتشر شدند. در قسمتی از داستان کوتاه «زنی کوچک» از این کتاب میخوانیم: «او زن کوچکی است؛ ذاتا اندام بسیار باریکی دارد، ولی با این همه، شکم بند خود را محکم بسته است؛ همیشه او را در همان لباس می بینم، لباسی از پارچهای به رنگ زرد مایل به خاکستری و تقریبا به رنگ چوب که با تعدادی منگوله و یا اجسامی شبیه به دگمه و به همان رنگ تزیین شده است. او هرگز کلاه بر سر نمیگذارد. موی بور کدرش صاف است و هر چند گیسوان خود را باز نگه میدارد، نامرتب به نظر نمیآیند. علیرغم آن که شکم بندش را محکم بسته است، به راحتی میتواند تحرک داشته باشد. البته در این تحرک مبالغه میکند....
0 نظر