هدف اصلی این کتاب معرفی چگونگی تعبیر متن بر اساس درک انسان است. در عنوان این کتاب از دو اصطلاح تعبیر و متن بهره گرفته شده است؛ بنابراین نویسنده ابتدا به سراغ چند پرسش عمده رفته است؛ نخست اینکه متن چیست و دوم اینکه منظور از تعبیر چیست؟ و در نهایت اینکه انسان در محدودۀ درک انسانیاش چگونه به تعبیر متن میپردازد؟ برای رسیدن به پاسخی مناسب، کار نویسنده با نشانه آغاز شده و به نکاتی اشاره کرده است. فصل دوم این نوشته با پرسشی آغاز شده که همواره ما را درگیر خود میسازد و آن اینکه چرا هیچ متنی تعبیر مشخصی ندارد؟ در فصل سوم به معرفی متن پرداخته شده تا معلوم شود نویسنده درگیر تعریف سنتی این اصطلاح نیست و آن را به شکل یا گونۀ نوشتاری زبان محدود نمیداند. فصل چهارم هم به تعبیر اختصاص داده شده است تا به کمک ابزارهای معرفیشده در این فصل و فصل سوم، معلوم شود منظور از «تعبیر متن» چیست؟ فصلهای بعدی این نوشته تا پایان فصل سیزدهم، به بحث دربارۀ نکاتی اختصاص دارند که به مختصات دخیل در تعبیر متن مربوطاند. فصل چهاردهم و پایانی این کتاب با جمعبندی مطالبی آغاز شده که در سیزده فصل گذشته مطرح شدهاند. نویسنده در بخشهای این فصل به سراغ گونههای مختلفی از متن میرود تا معلوم کند آنچه در قالب فرضی اولیه مطرح کرده است، تا چه میزان میتواند از کارآیی برخوردار باشد. در این فصل متنهایی انتخاب شده که از یک نظام نشانهای یا آمیزهای از چند نظام نشانهای شکل گرفته باشند.
0 نظر