نویسنده : دانیل کلمان ترجمه : ناتالی چوبینه اندازهگیری دنیا پرفروشترین رمان سه دههی اخیر ادبیات آلمان، خوانندگان و منتقدان را خنداند و به حیرت واداشت. نیویورک تایمز طنز خلاقانه و قصهپردازی دانیل کلمان را با دیوید پینچون نویسندهی نابغهی آمریکایی مقایسه کرد و گاردین آن را نمونهای از یک شاهکار مدرن اروپایی خواند. دانیل کِلمان کتاب اندازهگیری دنیا را در 31 سالگی نوشت و نابغهی ادبیات روزِ آلمان نام گرفت. این کتاب زمانی که در سال 2005 منتشر شد، با کنار زدن آثار نویسندههایی همچون جی.کی. رولینگ و دن براون در آلمان، در صدر جدول پرفروشها قرار گرفت و تا امروز، بیش از 5.2 میلیون نسخه در سراسر جهان فروش داشته است. داستان اما به قرن نوزدهم بازمیگردد: برلین، سال 1828، نخستین ملاقات الکساندر فون هومبولت و کارل فریدریش گاوس. یکی جغرافیدان و دنیاگرد و پرشور، دیگری ریاضیدان و منجم و بدخلق. نویسنده اثری بینظیر خلق کرده دربارهی قصهی این دو نابغهی عصر روشنگری در اروپا. داستان دربارهی مفهومِ جابهجایی است و همان بهتر که همهچیز با یک سفر آغاز شود: جابهجایی جغرافیایی، هویتی، یا حتی سرنوشت. دانیل کلمان که بسیاری او را با جاناتان فرانزن مقایسه میکنند، با طنزی که خاصِ خودش است، روایتی مینویسد که علاوه بر شخصیتپردازیهای قوی، توصیفهایی خیرهکننده دارد. در سالهای پایانی قرن نوزدهم، دو دانشمند جوان آلمانی برای اندازهگیری دنیا راهی شدند. یکیشان، اشرافزادهی پروسی آلکساندر فون هومبولت است: از ساوانا و جنگل میگذرد، تا پاییندست رودخانهی اورینوکو پارو میزند، سَم میچشد، از بلندترین قلههای جهان بالا میرود، تعداد شپشهای سرِ خدمتکارش را میشمارد، و به هر سوراخی که توی زمین پیدا میکند، سرک میکشد. آن دیگری، کارل فریدریش گاوس، ریاضیدان و منجم، ضدّ اجتماع و کجخلق است: او بدون اینکه خانهاش در شهر گوتینگن آلمان را ترک کند، به این نتیجه میرسد که جهان محدب است، اعداد اول را از حفظ میداند و نمیتواند زندگیاش را به بدون زنان تصور کند. با این حال، در شب مراسم ازدواجش، بهدو از رختخواب خارج میشود که یک فرمول ریاضی و اثباتش را تا از سرش نپریده یادداشت کند. هومبولت در تاریخ به عنوان کریستوف کلمبِ دوم شناخته میشود؛ گاوس را بزرگترین ریاضیدان پس از نیوتن میدانند. گاوس و هومبولت در این سفرشان برای اندازهگیری جهان، همراهانی هم دارند: ایگن پسرِ گاس که میخواسته زبانشناس شود، اما پدرش دستور داده باید وکالت بخواند و ایمه بونپلان فرانسوی که پزشک و گیاهشناس و کاوشگر بود. فصلهای کتاب در رفت و برگشت میان این دو شخصیت اصلی هستند و اینجاست که چیرهدستی کلمان در خلق ساختار فضا-زمانی داستانش رخ مینماید. شاید ما امروز دربارهی جنگهای ناپلئون که این رمان در آن دوره میگذرد، به هیجان نیاییم، اما اندازهگیری دنیا به ما نشان میدهد شاید واقعیتهای امروزِ جهانی که در آن زیست میکنیم، زمانی برای آیندگان به همین اندازه بیجلا باشد. گرچه این شخصیتها هستند که داستانها را میسازند.
0 نظر