نویسنده : ماتیو مککی ،کاترین سوتکر ترجمه : الهام آرامنیا ،شمسالدین حسینی این کتاب برای بازسازی عزت نفس سالم، مناسب است و میتوانید تجربههای آسیبزای گذشته را به روشهای مثبت التیام ببخشید... عزتنفس محصول دو چیز است: باور و احساس. باور قضاوتی است که دربارهی ارزش کلیتان و ارزیابی مختصری از خصوصیات، عادات و تواناییهایتان میکنید. احساس حسی بنیادی از خوب یا بد بودن است، احساس در بدترین حالت خود آنقدر میتواند دردناک و آزاردهنده باشد که شما را از بیشتر چالشهای زندگی فراری دهد. مواردی همچون همسریابی، شغلیابی یا رشد نظام حمایتی دوستان آن قدر سخت و دشوار میشود که احساس میکنید آدمی بد یا بیارزش هستید. چطور عزت نفس آسیب میبیند درحالیکه عادت قضاوت کردن جزء سازوکار اولیهی بقاست – این نیاز که دنیا را به آنچه خطرناک یا امن است دستهبندی کنیم – این برداشت که ما فردی بیارزش هستیم، از یکی از این دو مورد ریشه میگیرد. اولی همان چیزی است که ما آن را پیامهای هویتی منفی مینامیم. این پیامها قضاوتهایی نامعقول و منفی هستند که در طول رشد از آنها رنج میبریم. این پیامهای هویتی منفی از طرف والدین، همسالان و معلمان ساخته میشوند: «احمقانه است.»، «چرا نمیتوانی هیچ کاری را درست انجام بدهی؟»، «تو خرابش کردی.»، «بیدست و پا، خوب دست بزن.»، «خیلی تنبلی.»، بیشتر بچهها در طول رشد به میزان زیادی چنین جملههایی را میشنوند. این پیامها بهطور جداگانه مثل قطرات باران هستند و تأثیر چندانی در ما ندارند و خیلی زود فراموش میشوند. اما صدها یا هزاران پیام از این دست، رودخانهای میشوند که هویت ما را تحتتأثیر قرار میدهند و این تنها خود پیامها نیستند که تأثیرگذارند، بلکه فشار یا خشم موجود در پشت این پیامها آسیبزا است. وقتی پدری فریاد میزند: «در هر کاری گند میزنی»، قدرت تند و تیز پیام بیشتر از خشمش ریشه میگیرد تا کلماتش، و احساس مثبت کودک را از خودش تخریب میکند. طریق دومی که عزتنفس ما آسیب میبیند، شامل آسیبهای دوران کودکی و زمان رشد است؛ یعنی اتفاقاتی که در طول دوران رشد برای ما افتاد و بهراستی احساس خطر کردیم. بهعنوان مثال، سوءاستفاده و بدرفتاری جسمی و جنسی تأثیر عمیقی در عزتنفس میگذارد، چون ترسی که با آن آسیب تداعی میشود، هر آنچه را از آن رخداد میشنویم، میآموزیم و باور داریم، قدرتمندتر میکند.
0 نظر