صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

ژنرال در 1000توی خویش (ادبیات جهان14)،(شمیز،رقعی،آریابان)

کد شناسه :28955

نویسنده : گابریل گارسیا مارکز ترجمه : کیومرث پارسای این رمان مشهور مارکز به ماه‌های پایانی زندگی سیمون بولیوار رهبر جنبش استقلال‌طلبانه در آمریکای جنوبی می‌پردازد. «بولیوار» فرمانده آزادی‌خواه و سیاستمدار ونزوئلایی است که رهبری جنبش‌هایی استقلال‌طلبانه را در آمریکای جنوبی بر عهده داشت. در این اثر، زندگی شخصیتی به تصویر کشیده می‌شود که مخاطب در سراسر داستان با او احساس همدردی میکند. بولیوار مردی سالخورده، از نظر جسمانی بیمار و از لحاظ روحی، خسته و افسرده است. این رمان، زندگی او را در پیچ و خم‌های زندگی‌اش، از طریق روایت خاطرات، به خواننده نشان می‌دهد. دریا، به عنوان نمادی برای زندگی جدید و جهانی تازه، به کار رفته، اما هر چه ژنرال بیشتر به سمت مقصدش، کلمبیا، به پیش می‌رود، شانس کمتری برای پیشروی و رسیدن به مقصد در برابر خود می‌بیند.مارکز در این رمان تنها به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه نمیکند بلکه یکی از درون‌مایه‌های اصلی داستان، عشق و تقدیر است. بولیوار چهره‌ای شناخته شده است و سرنوشتش از ابتدای داستان، مشخص. اما تصویرسازی‌های مارکز است که به کمک آن‌ها، زندگی و مرگ بولیوار را، مدام به مخاطب یادآوری میکند. در این رمان، بارها با ساعت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که ساعت یک و هفت دقیقه را نشان می‌دهند؛ یعنی زمان دقیق مرگ بولیوار. مرگی که بولیوار، در داستان، آن را به عنوان تقدیر نهایی‌اش، در آغوش میکشد.مارکز با نوشتن خاطرات بولیوار در هفت ماه پایانی زندگی‌اش، موضوعات زیادی را مطرح کرد. او با نوشتن خاطرات این شخصیت مطرح عقاید سیاسی‌اش را در قالب یک رمان به خواننده منتقل کرد. او با کمک شخصیت ژنرال، در واقع دیدگاه سیاسی خویش را مطرح کرد. سخنانی که برخی شخصیت‌های داستان او مطرح میکنند، با سخنرانی‌های مارکز در زندگی واقعی‌اش، و از جمله در زمان دریافت جایزه ادبی نوبل، در سال 1982 میلادی، شباهت‌های زیادی داشت.هزار توی پیچیده‌ای که مارکز مطرح میکند در واقع به پیچیدگی‌هایی اشاره دارد که در تاریخ، جغرافیا و زندگی انسان‌ها وجود دارند و در این‌ داستان به بن‌بست ختم می‌شوند. آخرین سفر ژنرال بر روی رودخانه، رفت و آمد‌های زیادی را از نقطه‌ای به نقطه دیگر در پی دارد که در نهایت، بولیوار و همراهانش را به هیچ مقصدی نمی‌رساند. علاوه بر زمان، اعداد هم نقشی نمادین در این رمان دارند. به عنوان مثال، مارکز رمان را به هشت قسمت تقریبا مساوی تقسیم کرده که نشان دهنده سال‌هایی است که بولیوار به فردی به نام مانوئلا سائنز، عشق می‌ورزید.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر