صفحه اصلی دسته بندی 0 سبد ورود/ثبت نام

حوا (شمیز،رقعی،مس)

کد شناسه :28665
موجود نیست

نویسنده : مریم نعمت‌طاووسی حوا سوی کماریک چرخید. چشم در چشم او شد ... نمی توانست آرام و استوار بایستد ... سخن او را چون اهانتی تلقی کرد:« چطور ممکن است که کنار مردی ناآشنا بنشینم ؟... من زن نجیبی هستم » کماریک نیشخند زنان سر تکان داد :« بله ، می دانم و این نجابت شما به راستی رقت انگیز است . اکنون شما را آسوده خاطر می کنم .» آن گاه برخاست ... حوا با دهانی نیمه باز وچشمانی خیره پیرشدن کماریک را تماشا کرد و سرانجام گفت : « شما تردست هستید »

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر