(شیری که تنبل بود) نویسنده : رونه رندل ترجمه : مژگان شیخی غری غرشی از درس شیرها خوشش نمیآید. او دلش میخواهد از صبح تا غروب در آفتاب دراز بکشد و چرت بزند. اما یک شب از میان بوتهها، صدای خشخشی میشنود. حالا اگر آنجا دشمنی باشد، آیا غری غرشی درسش را بلد است؟
0 نظر