نویسنده : اندرو ماتیوز ترجمه : وحید افضلیراد در این کتاب داستان زندگی انسانهایی را میخوانید که تمام زندگی خود را از دست دادند اما هرگز تسلیم نشدهاند. این کتاب نقشه راه خوشبختی است. خیلی مضحک است. انسان بهطور غریزی در جستجوی سعادت و خوشبختی و شاد زیستن است اما بعضیها نگران خودخواهانه بودن این جستوجو هستند و به همین خاطر احساس گناه میکنند و این احساس گناه است که از آنها انسانهایی بدبخت و غمگین میسازد! جستوجوی خوشبختی، خودخواهانه نیست. بدبخت و مفلوک بودن، خودخواهی است! انسانهای شاد و سعادتمند بسیار باملاحظهتر از دیگران هستند آنها دوستان بهتری دارند، همسران بهتر و کارفرمایان موفقتری هستند، درحالیکه آدمهای مفلوک، تنها درگیر خود و مشکلات خودند. پژوهشها ثابت کردهاند که اگر شما انسان سعادتمندی باشید، بیشتر محتمل است که به دیگران پول قرض بدهید یا زنبیل سنگین غریبهای را برایش حمل کنید. اما اگر آدم مفلوک و بدبختی باشید به احتمال زیاد از رییس خود دزدی میکنید، مدام از دردهایتان مینالید و به سگها لگد میزنید. بنابراین بهخاطر هر کسی که میشناسید و بهخاطر سگهای بیچارهی همسایگانتان هم که شده، این واقعیت را بهتمامی بپذیرید که «هرچه شما شادتر و سعادتمندتر باشید، دیگران آسودهتر خواهند زیست!» معنیِ زمانهای دشوار میتواند زمانهای بیپولی، تنهایی، بیکاری و ناامیدی باشد و ما بیشتر از هر چیز به امید نیازمندیم. خبر خوش اینکه برای همهی ما این امکان وجود دارد که از قعر عمیقترین درهها صعود کنیم و بالا بیاییم. اگر در این لحظه از زندگی خود ناراضی و سرخورده هستید شاید بهتر باشد که نگاهی به عقب بیندازید و ببینید که این زمانهای دشوار، چگونه شما را برای آیندهای بهتر، مهیا کردهاند.
0 نظر