(ماجراهایی که مو به تنتان سیخ میکند) نویسنده : آر.ال.استاین ترجمه : مهرانگیز نکوروح وقتی عروسکها حرف میزنند همه گوش میکنند پدر «ترینا اودل« عادت کرده به جای عروسکها حرف بزند و به این خاطر عروسکهای زیادی را در اتاق زیر شیروانی نگهداری میکند و آنجا را موزه عروسکها میداند. ترینا و برادرش «دان» فکر میکنند که همه آن عروسکها خیلی خونسرد و ساکتاند ولی حالا صداهایی از اتاق زیر شیروانی میآید که نشان میدهد آنها زیاد هم ساکت و خونسرد نیستند. این عروسکها به هیچوجه نمیتوانند زنده باشند! میتوانند؟
0 نظر