نویسنده : احمد غلامی «آدمها» کتاب دوستداشتنی و خواندنیای از آب درآمده است. شاید بیشترش به دلیل سادگی و صمیمیتی است که در کل داستانهای نسبتا کوتاه کوتاه کتاب هست. سادگیای که آدم را به یاد وبنوشتهها میاندازد و همین سادگی و صداقت، داستانهای «آدمها» را باورپذیر و تودلبرو کرده است، هم داستانها را و هم آدمهایی که نویسنده ازشان نوشته است. انگار وجود داشتهاند و نویسنده تنها به گذشتهاش فکر کرده و به این «آدمها» را به یادآورده است و به بهترین شیوه ازشان داستانی کارسازی کرده است. «آدمها» همانجور که از اسمش هم برمیآیدقصۀ آدمهای آشنای دور و بر ما است. آدمهایی که شاید هر کدام از ما در زندگی با چندتاییشان روبهرو شدهایم و وقت و بیوقت به فکرشان میافتیم و دلمان میخواهد چیزی دربارهشان بنویسیم. «جواتی»، «جلال دلقک»، «اقدس باجی»، «ننه دلشوره»، «سیما طبسی» سرخور، «اقدس دستفروش»، «اصغر سیاست» و... به نظرم آخرین کتاب«احمدغلامی» بهترین کتابش هم شده است. در این کتاب هم داستانهایی درباره جنگ وجود دارد مثل «یارمحمدی، باقری، بهارلو و بینام» که از سراتفاق یکی از کارهای خوب این مجموعه یکدست هم هس
0 نظر