نویسنده : علی صالحی وقتی که به «شعر» فکر میکنیم ، در عین ادراک عقلی، گریهام میگیرد، چرا که یگانه و آخرین پناه من است. پناهگاه ظریف و شکننده که مرا از آسیب بمبارانهای پیاپی این زندگی ذلیلاش در امان نگه میدارد. شعر یگانه گهواره شیشهای است که ضربت و ضربه همه خرسنگهای خارا را تحمل میکند. اگر شب پناهگاه خستگان است و آسمان، پناهگاه ستارگان، شعر هم برای من شب است و آسمان است و سنگر است ، گاه میاندیشیم که اگر همین «سرودن» نبود ، آیا...
0 نظر