نویسنده : آر.ال.استاین ترجمه : آرزو احمی آنها وحشتناکاند . آنها مىخزند... تا حالا در میان کرمها غوطه ور شدهاید؟ آنها نرم و چسبناک هستند. تد در زیرزمین خانه یک مزرعه کرم داشت! او عاشق اذیت کردن خواهر و بهترین دوستش، با این کرمها بود و براى این کار کرمها را در موها و بدن آنها می انداخت. تا این که یک روز وقتى کرمى را نصف مىکرد متوجه چیز عجیبى شد. بقیه کرمها به او خیره شده بودند! چیزى نگذشت که کرمها تمام خانه را اشغال کردند. به نظر شما یک نفر عاشق کرمها، وقتى کرمها تمام جاهاى او را اشغال کنند، چه کار مىکند؟
0 نظر