مجموعه داستان «حتی وقتی میخندیم» از فریبا وفی، دومین مجموعه داستان از نوشتههای اوست که برای نخستین بار در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است. کتاب، از بیست و دو داستان تشکیل میشود. محوریت تمام این داستان ها زنان هستند و به همین سبب میتوان این اثر را اثری با معیارها و شاخصههای زنانه به شمار آورد. آثار داستانی زنانه و یا حداقل با محوریت شخصیت زن، در سالهای اخیر از جایگاه خاصی برخوردار شدهاند و پرداختن به آنها نوعی نوگرایی و معرفی نیمیاز افراد جامعه است که برای قرون متمادی به گونه ای آشکار نادیده گرفته شدهاند. این پرداخت به زن در هریک از آثار داستانی به گونه ای بروز مییابد؛ اما در «حتی وقتی میخندیم» پرداختی کاملاً متفاوت صورت پذیرفته است. به طور معناداری اولین داستان این مجموعه، که عنوان آن با عنوان اثر یکی است، داستان کوتاهی از گروهی از زنان است که در یک مهمانی دوستانه حضور دارند و به بیان خیانت هایی میپردازند که در حق شوهرانشان انجام میدهند و این خیانتها را به شکل شیرینکاریهایی گاه خندهآور و روزمره برای یکدیگر تعریف میکنند. جبههی زنان علیه مردان در این مهمانی، بیشتر به شکل تودهای پنهان، نقاب زده و نه چندان قدرتمند معرفی میشود. زنانی که در این مهمانی جمع شدهاند، از خیانتهای ریز و درشتی سخن میگویند که جز یکی از آنها که از نظر مالی به شوهرش ضربات خاصی میزند، خیانتهای آن دیگران چندان زیرکانه نیست و بیش از همه به خود آنان صدمه میزند. تا این که نفر آخر مهمانی اعتراف میکند که در حق خودش خیانت کرده و خیانت او این بوده است که هیچ وقت آن طور که میخواهد زندگی نکرده و حالا حتی فراموش کرده که چه میخواهد...
0 نظر