نویسنده : بورلی کلی یری ترجمه : پروین علیپور رامونا به داد پدرش میرسد؟ رامونا تازه فهمیده که پدرش کار خود را از دست داده است. دخترک دلش میخواهد بتواند مثل پسری که در تبلیغات تلویزیونی بازی میکند، یک عالمه پول در بیاورد. اما او حتی نمیتواند با خیساندن گل در آب، عطر بگیرد و بفروشد؛ چون عطرش بوی گل پلاسیده میدهد!
0 نظر